تبليغاتX
طلیعه
طلیعه
دایی چقدر دلم برات تنگه!!!!!!!! ولی وقتی تو این دنیا بودی من نبودم و قبل از اینکه من به دنیا بیام خودتو فدا کردی!!!من ندیدمت ولی با خاطره هات انگار همیشه باتو بودم و باهات زندگی کردم.

دایی نمیدونی عکسی رو که از آلبوم مامان بزرگ کش رفتم و چسبوندم به دیوار اتاقم منو چقدر هوایی میکنه!!!!

دایی .....دایی..... دایی......!!!!

نمیدونی وقتی پلاکتو میندازم به گردنم چقدر دوست دارم پیشت بودم  و  تو جبهه حق علیه باطل کمکت میکردم چون پلاکت بوی خودتو میده!!!

دایی شاید ندونی چه احساسی دارم ولی اگه الان به من نگاه کنی میبینی که دستام داره میلرزه بغضم گرفته اشک تو چشمام جمع شده!!!!

دایی حداقل بیا تو خوابم!

چرا هروقت مامان بزرگ دلش تنگ میشه تو رو تو خواب میبینه ولی من نه؟

چرا؟مگه من درسته خطاکارم ولی منم دل دارم!

با نوحه هایی که تو جبهه میخونی هوایی میشم!با عکسی که تو اون خیلی معصومانه خوابیدی و دستتو بستن دلم پاره پاره میشه!

مامان میگه خیلی شبیه توام!ولی چرا سرنوشتم شبیه تو نیست؟چرا؟چرا باید اسیر نفس خودم باشم در حالی که شما جهاد اکبر کردین و خدا قوتتون داد تا تو جهاد اصغر هم پیروز شین.

چرا؟ تو این دنیا همه تو چرا و چگونه و چطوری زندگی میکنن ولی تو دنیایی که شما زندگی میکنین!!!!!

افسوس که دنیاتونو ندیدم که چقدر قشنگه آسمونش یه رنگه دیگس زمینی هاش مثل ما نیستن همه چی قشنگه تو دنیای شما!!!!

افسوس.....افسوس.......!!!!!

به جز افسوس و آه کشیدن چی بگم چی دارم که بگم از دنیای خودم بگم ؟که دیدی!!!از آدماش بگم؟ که دیدی!! از حال و روز خودم بگم که اونم داری میبینی!!!!

تو کسی بودی که نماز شبت قضا نمیشد ولی من چی؟؟؟؟

..

.............؟؟؟!!!!

برام دعا کن دایی جانم!

وصیت نامه مدّاح اهل بیت و غوّاص دلاور شهید حاج رضا داروئیان

بسم الله الرحمن الرحیم

  انا لله وانا الیه راجعون 

   السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

همانا همه چیز اوست و بازگشتمان نیز به سوی اوست،و این اوست که عشق و عاشقی را آفرید و عشق حسین(ع)از همة عشقها برتر و عاشقان او عاشقتر از دیگران.

ای خدای عالمیان هیچ توشه ای بجر گناه ندارم ولی چشم به عطای تو دارم.الهی ما را بیامرز و بعد بمیران اگر نمی بود عشق حسین(ع)دلها هم زنگ زده و سیاه و کدر می شد.پس ای ثار الله ما را از عاشقان حقیقی قرار بده و عشقمان را افزون کن و از شراب عشقت سیرابمان بنما و از شهدای کربلا ما را جدا مفرما.

به پیر جماران عمر طولانی تا ظهور حضرت مهدی(عج) عنایت کن تنها آرزویم اینست که در لحظات آخر عمر خود را کشان کشان بر روی صورت به قدمهای ابا عبد الله الحسین(ع) بیاندازم و بر خاک پای مبارک حضرت بوسه زنم،خاک پایش را توتیای چشم بکنم.از همه طلب حلیت می کنم.والسلام

 گوز یاشیمــی یارالاریوا مرحم ایلــرم         

          بولسون هامی که هر یارانون بیر دواسی وار

مرا در وادی رحمت کنار قبر احد مقیمی اگر مکان بود دفن کنید پارچه سبز در کتابخانه ام هست آن را بر قبر حضرت رسول به بیت خداوند مالیده و در آب زمزم شسته ام حتماً و حتماً بر روی کفنم بیاندازید و با آن دفن کنید.

رضا داروئیان       5/12/66

محل شهادت:شلمچه      تاریخ شهادت:5/2/67

......................................

دوستای داییم گفتن قبل از شهید شدن حاج رضا اومدیم پیشش دیدیم روی بینییش زخمه و صدا میکنه السلام علیک یا اباعبدالله و بعد روحش از بدنش جداشده.

تو عکس من خودم دیدم زخم روی بینیشو و این نشون میده خدا آرزوی داییمو برآورده کرده.خدایا شکرت

خوشا آنانكه با اثبات ايمان
بساط كفر بچيدند و رفتند
خوشا آنانكه با عشق حسيني
شهادت را پسنديدند و رفتند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط جوان
ساعت ۳:۱۵ دقیقه بامداد بود و من داشتم درس میخوندم همه جا سکوت بود و در آرامش و همه خواب بودن جز من.به ذهنم سخنان بزرگان یادم اومد که همیشه به مومنان می گفتند که شب ها به عبادت خدا مشغول شوید دیدم که جدی جدی راست میگفتند ها! چون شبا آرومه و هیچ دغدغه ای آدم نداره به خاطر همین بهتر با خدا صحبت میکنه و با خلوص نیت و بدون هیچ ریایی عبادت خدای خودشو میکنه.

یه لحظه صدای گنجشک ها و کلاغ ها و چندتا سگ رو شنیدم خیلی خیلی تعجب کردم فکر کردم شاید باز زلزله داره میاد!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدم نه الحمدالله هیچ اتفاقی نیفتاد و بعد از چند دقیقه ای اذان شد.آهان فهمیدم!!!!

شاید

.

.

.

.نه!!!

حتما (("یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض"))

................................................................................

پی نوشت:این دست نوشته ها مال چند ماه قبل مال سال تحصیلی ۸۷-۸۸. 


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آبان 1388 توسط جوان
پیغمبر(ص)، به یزیدبن ثابت فرمود: ازدواج کرده ای؟ گفت: نه. فرمود: ازدواج کن تا پاکدامن باشی.

و با شهیره ، لهیره ، نهیره ، هیدره ، لفوت تزویج مکن.

زید گفت: یا رسول الله، من اینها که گفتید نمیدانم یعنی چه.

فرمود : مگر عرب نیستید.

شهیره: کبود رنگ ، بدزبان و بی حیا است.

لهیره: بلندقامت و لاغراندام است.

نهیره: کوتاه قد و بدقیافه است.

هیدره: پیر سالخورده است.

لفوت: بچه دار از شوهر دیگر است.

((کشکول منتظری ـ جلد دوم ـ ص ۴۵۸))


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط جوان
۱۳ آبان منتظر همه ی دوستان جوان خود در راهپیمایی عظیم خواهم بود تا هر کدام مشت های خود را گره کرده و به دهان آمریکا بزنیم.

میخواهم همه باهم این مطلب خمینی کبیر را اثبات کنیم که:(( آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.))

حتی اگر با جاسوسها و منافقین خود در کشور ما بخواهد با شورش ما را بترساند.

آمریکا ما اگر قرار بود از چندی منافق در شهر خود هراس داشته باشیم اکنون اینجا نبودیم در ملتی به نام جمهوری اسلامی ایران نبودیم.

پس اینبار هم به کوری چشم دشمنانمان راهپیمایی پرشورتری را برپا خواهیم کرد و به فرامین رهبرمان آیت الله خامنه ای لبیک خواهیم گفت.

من اگرچه عضوی کوچک و مسئولیتی ناچیز در میان مردم دارم ولی نمیخواهم این پای کوچک من هم با پای  کسانی که خون شهیدان مان را پایمال میکند هم قدم شود بلکه میخواهم پیرو خط خونین آنها باشم.

والسلام.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط جوان
با سلام و خسته نباشید به همه ی برو بچه های بلاگفایی.

راستش این روزا خیلی سرمون تو درساس مخصوصا رشته ی خوب ما معارفی ها به خاطر همین نمیتونم زیاد اینورا بیام تا مطالب خوب بنویسم راستی پسا پس عیدتون مبارک.

میخوام از همه ی شما تشکر کنم به خاطر این نظرات سازنده تون که موجب شد وبلاگ بنده تو جشنواره ی وبلاگ نویسی استانمون مقام دوم بیاره.

واقعا خیلی خوشحالم و این خوشحالیمو مدیون شما عزیزانی هستم که با نظراتتون راه درست وبلاگ نویسی رو بهم یاد دادین.

راستی کاش مشهدالرضا قسمتتون بشه برین ما که با بچه های سازمان تبلیغات اسلامی عید فطر رفتیم و اومدیم جاتون خالی خیلی حال داد.

راستی دعا واسه ما کنکوری ها یادتون نره.و دعا برای شفای مریضا.

موفق و موید باشید.

یا علی مدد.

جوان.


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم آبان 1388 توسط جوان

يه مدينه يه بقيعه يه امامي که حرم نداره!!!!!

گل بي تاب ديگه شد آب که  تو آفتاب نه سايه بوني داره!!!!!

نه يه خادم نه يه زائر نه کنارش روزه خوني داره!!!!

ايشاالله روزي ميشه که هممون باهم ميريم بقيع تا براي اماماي مظلوممون تو بقيع حرم و سقاخونه بسازيم اونجارو هم مثل مشهد الرضا کنيم.

البته اگه لايق باشيم و بتونيم با آقامون صاحب الزمان بريم و اونجارو درست کنيم.

فقط با يه نگاه يوسف زهرا کارا درست ميشه! فقط با يه نيگا!

با يه نيگا ما هم  ميتونيم لايق بشيم و  هم ميتونيم بريم بقيع رو بسازيم ايشاالله.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط جوان
راه باز است، معبر ها همه پاک شده اند، لا به لای سیم خاردار ها ، پلاکها چشمک می زنند و شهدا هنوز ایستاده اند و با سرانگشت وفا ، نقطه ی رهایی را نشان می دهند.

خط هنوز شکسته نشده است ، کوله پشتی بسیجی ها لب خاکریز نشسته است ، فرمانده فریاد می زند:

سنگر بکن ای برادر، امروز هم روز جنگ است امروز اما قلم ها ، سرنیزه های تفنگ است امروز میدان معنا ، خود عرصه کارزار است هر واژه ای یک گلوله ، هر جمله ای یک تفنگ، قلم هایی به عدد اراده ها......

باید دست به کار شد. اینجا مجنون است، جزیره ی عاشقان.

صدای فرمانده از لابه لای نیزار ها تا اعماق تاریخ میرسد:(( اگر مانده اید، بنویسید، حقانیت و مظلومیت این بچه ها را و ...))


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط جوان
آیه آغازین سوره مبارکه قمر درباره معجزه پیامبر اکرم (ص) مبنی بر "شق القمر" (شکافت ماه از وسط) سخن می گوید و اکنون در آخرین تصاویر گرفته شده توسط ناسا این حقیقت تایید شده است.

به گزارش واحد خبر مرکز مطالعات و پژوهش هاى فلکى ـ نجومى به نقل از سایت "iqna.ir" ، حجه الاسلام و المسلمین دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی ، در کنفرانسی که توسط معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شده بود ، پس از قرائت اولین آیه از سوره مبارکه قمر ، این چنین گفت : " این اتفاق معجزه ای بود از سوی پیامبر اکرم (ص) در مقابل درخواست مردم مکه ." از آنجایی که مردم قریش برای ایمان آوردن به پیامبر اسلام از او درخواست معجزه می نمودند و چون معجزه بر روی زمین را نوعی سحر و جادو می دانستند ، در این مورد از پیامبر خواستند تا ماه را در آسمان از وسط دو نیم نماید ، زیرا آنها معتقد بودند که سحر و جادو در آسمان اثر ندارد.

ایشان در ادامه فرمودند :" برخی مفسرین ، این آیه را دلالت بر آینده می دانند ، در حالی که این آیه دقیقاً به معجزه "شق القمر" پیامبر بازمی گردد."

اگر از مسیحیان و یا یهودیان در مورد معجزات پیامبر آنها از آنها بپرسید ، مدرکی برای نشان دادن معجزات پیامبر خود در این زمانه ندارند ، ولی ما معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) داریم که برای تمام جهانیان قابل رویت است .


در تحقیقات اخیر ناسا آمده است که دانشمندان ناسا بریدگی و شکاف های زیادی در سطح ماه کشف کرده اند ، ولی یک شکاف را یافته اند که سر تا سر ماه را از وسط به دو نیم تقسیم کرده است و حالتی است که می توان اثبات کرد که قبلاً از این منطقه ماه از وسط به دو نیم تقسیم شده است و دوباره دو نیم به یکدیگر متصل شده اند. دانشمندان بر این باورند که این پدیده در اثر برخورد یک شهاب سنگ بوجود آمده است ، در حالی که ما می دانیم این اتفاق چیزی جز معجزه پیامبر اکرم (ص) نمی باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع :

مطلب کامل تر در این سایت: http://islam_pdf.mihanblog.com/post/50

منبع اصلی در ناسا: http://antwrp.gsfc.nasa.gov/apod/ap021029.html

((2002 October 29 )) (تاریخ ارسال این خبر می باشد که می توانید اون رو در آدرس زیر پیدا کنید.)صفحه اصلی سایت که می علاقندان به فضا می توانند مطالب جدید رو  در رابطه با فضا به دست آورند.http://apod.nasa.gov/apod/astropix.html

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط جوان
"من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین‌کننده سرنوشت فلسطین نیز باشد بعنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مسلمانان اعلام نمایند."

(پیام امام خمینی به مسلمانان جهان؛ 58/5/16. صحیفه نور، ج 8، ص229)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط جوان

بقیه ی عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 توسط جوان

سلام

 

چند تا سوال ر و می گم

 

 بگو چند بار تا حالا اینا رو شنیدی؟! چند بار بهش فکر کردی؟! چند بار دنبال جوابش رفتی؟! چند بار خودت جوابگو بودی؟! چند بار خواستی از جواب این سوال ها به یه راه حل برسی؟ چند بار اون راه حل رو عملی کردی؟ چند بار به نتیجه رسیدی؟ اگه نتیجه خوب نبوده ، نفهمیدی چرا؟ دفعه بعد چطور می خواهی  اشتباهت رو اصلاح کنی؟

 

 

 برای اینکه کارت رو هم راحتر کرده باشم ، 4 گزینه ای کردم جواب ها رو!!!

سوال ها به شرح زیر است!!!!

 

شهید کیه؟ مادر شهید کیه؟ پدر شهید کیه؟ فرزند شهید کیه؟ جبهه ها چطور بود؟ شهدا برای چی رفتن؟ چرا ما مدیون شهدا هستیم؟ وظیفه ما در برابر اونا چیه؟

 

چند بار تا حالا اینا رو شنیدی؟!

 

1- 1000 بار                       2- بیشتر از 1000 بار                    3- حسابش از دستم در رفته !!                       4- برای این حرفا یه گوشم دره یه گوشم دروازه!!!!

 

 

چند بار بهش فکر کردی؟!

 

1- خیلی وقتا       2- فقط بعضی وقتا که حوصله داشتم  3- سعی می کنم زیاد ذهنم با مسائل حاشیه ای در گیر نکنم!!!  4- این چیزا دیگه قدیمی شده ، موضوعات مدرن تری هم هست که بهش فکر کنیم!!!!

 

 

چند بار دنبال جوابش رفتی؟!

 

1- بعضی وقتا رفتم و یه چیزایی دست گیرم شده   2- می رفتم اما چیزی دست گیرم نمی شد!!!

3- بهش فکر نکردم چه برسه برم دنبال جوابش!!  4- مگه من بی کارم توی این عصر تکنولوژی و پفک و آدمس، برم دنبال این چیزا!!!

چند بار خودت جوابگو بودی؟!

 

1- خوب بعضی وقتا به خاطر ظاهرم یا موقعیتم ، مجبور بودم جواب بعضی از این سوال ها رو بدم

2- بعضی وقتا از من می پرسیدن اما من خودم هم جواب درستی نداشتم بدم!!

3- مگه  من چی کاره هستم جواب بدم ؟!

4- بقیه خودشون می فهمند این سوال ها در شأن من نیست!!! از من نمی پرسند!!

 

 

چند بار خواستی از جواب این سوال ها به یه راه حل برسی؟

 

1- بعضی وقتا که موضوع بیشتر برام روشن بوده، سعی کردم یه راه حلی پیدا کنم که به بقیه جواب این سوال ها رو تفهیم کنم.

2- آخه همیشه ، این قدر گیج میشم که نمی تونم رابطه ای بین جواب ها پیدا کنم، پس راهی هم به دهنم نمی رسه!

3- راه حل ؟! راه حل چی؟ اصلا موضوع چی بود یادم رفت!!

4- من می گم شما بی کارید بگو نه!! 20 سال گذشته ، اگر راه حلی بود همون سال ها پیدا می کردید ، نه الان!!!

چند بار اون راه حل رو عملی کردی؟

 

1- خوب سعی کردیم ، نمایشگاه کتاب شهدا بزنیم!!! یه نشریه که مطالبش رو از این ور و اون ور جمع کردیم بزنیم!! یه سنگر که با یه سری چفیه و پلاک و سر بند تزیین شده بود زدیم!!! عکس شهید ها رو زدیم، به جای چراغ شمع روشن کردیم!!! یه آهنگ حماسی هم گذاشتیم و تازه امسال سی و دی و نرم افزار هم آوردیم!!!! خیلی کار کردیم !! همه بچه ها حسابی لباس هاشون خاکی شد!!! یه سخنران هم آوردیم اما هیچ کس نبود غیر خودمون!! از همه مهم تر مسابقه شعر شهدا گذاشتیم!!

 

 

2- آره ما هم ذهنمون رسید یه کارای بکنیم، دیدم زشته همین جوری بی کار بمونیم، جلوی بقیه که دارن کار می کنن ضایع میشیم!! خوب دیدم برای اینکه مشتری پسند باشه ، فقط یه فیلم ، پخش کردیم توی سالن ، واسه کلاسش روبان قرمز رو گذاشتیم ، که هنری هم باشه!! می گفتن راجع به دفاع مقدسه، اما اخرش ربطش رو نفهمیدیم!!!  فقط وقتی داستان عشقی شد واسه همه جالب شد!! اما حیف به عشقش نرسید ، قهرمان فیلم!!آخر مجلس همه به خاطر پذیرایی از ما تشکر کردند!!! یه پسره هم بالاخره تونست رکورد بزنه از بیشتر دختر های توی سالن شماره بگیره!!! فکر کنم به خاطر تیپ به روزش بود!!!!

3-  راستی موضوع یادم اومد!! اما فکر کنم راه حلی نباشه!!

 

 

4- خودتون رو مسخره کردید ؟! شما غیر از اینکه جوون ها رو غمگین کنید ، کار دیگه ای بلد نیستید؟!!

 

 

 

چند بار به نتیجه رسیدی؟

 

1- همه می گفتن کارایی که کردیم خوب بود، مخصوصا از اینکه امسال به جای شمع مشکی از شمع های صورتی استفاده کردیم ، استقبال کردند!!! اما انصافا بگم ، فکر کنم هیچ کس آخرش نفهمید ، شهید کیه و برای چی رفته؟!! نمی دونم چرا اینجوریه؟ ما هر سال کلی دکوراسیون نمایشگاه رو عوض می کنیم، اما باز تاثیر گذاری کمتر از قبل میشه!!! تازه برای مسابقه شعر هم فقط یکی از بچه های خودمون شعر آورد اونم چنگی به دل نمی زد!!

-  والا فیلم بد نبود ، جواب داد، اما همه بعد از فیلم اومدن گفتن سال دیگه خواستین فیلم بگذارید، از فیلم های روی پرده بیارید، جدید تر باشه بیشتر خوش می گذره!!! گلزار هم توش بازی کنه خوبه!! راستی یه کم ول خرجی کنید رانی بدید واسه پذیرایی بهتره!!! به نظرم ما که بد نبود ، اما خوب یه کم بیشتر فکر می کنم می بینم ، انگار اثر خاصی نداشته!!! همه به خاطر پذیرایی اومده بودن!!

 

 

3- ما تو چه کاری به نتیجه رسیدیم که این بار برسیم!!

 

 

4- آره به این نتیجه رسیدم که سال بعد خودم یه برنامه خفن بگذارم کنار برنامه شهدای اینا، کلی ملت رو شاد کنم، فضا عوض شه!!!مردیم بس که گریه کردیم و غمگین بودیم!!

 

اگه نتیجه خوب نبوده ، نفهمیدی چرا؟

 

 

1- خیلی فکر کردم به نتیجه نرسیدم! 2- زیاد فکر نکردم دیدم فایده نداره !  3- فکرم رو لازم دارم !!

4- چراشو کاری ندارم ، فقط خیلی دلم خنک شد!! یه مشت استخون چیه هر سال هم براشون برنامه بزاری!!!

 

 

دفعه بعد  چطور می خوای اشتباهت رو اصلاح کنی؟

 

1- باز دکور رو عوض می کنیم!!  2- نوع پذیرایی رو عوض می کنیم بیشتر استقبال بشه!!

3- دیگه داری حوصله مو سر می بری ها!!  4 - دفعه بعد بچه ها رو تیر می کنم هیچ کس نره نمایشگاه شون!!!

 

*******************************************************************

 بله دوستان این یه نمای کلی از بیشتر کارایی بود که ما توی همه این سال ها انجام دادیم برای شهدا !!! و نمای کلی گروه های مختلف فکری جامعه جوان ما!!!

 

 البته نمی گم  همه کارها ، اینطور بوده ، بعضی کارا که جدید بود، از سر اخلاص بود و به برکت نام شهید، واقعا تاثیر گذاشته روی همه ، اما ……………

 

اما انصافا خودتان قضاوت کنید ، بیشتر کارهای ما اینطوری نیست؟!!

 

فکر می کنید ، چرا اینطور میشه؟!!

یه کسی یه بار کاری رو انجام می ده دیگه همه اون کار رو انجام می دن، شاید یه کم روی ظاهرش تغییراتی انجام بدن، اما توی باطنش هیچی تغییری نمی دیم، عمق نمی دیم!!! انسان روحی داره که تشنه تغییر هست ، و تکرار اون رو خسته می کنه ، حتی اگر مهم تریم موضوع جهان هم باشد!!!

 

فکر نمی کنید دیگه وقت اون رسیده ، بیشتر به عمق کار و محتوای برنامه هامون راجع به شهدا فکر کنیم ، تا به ظاهرش؟!!

 

کافیه شما بخواهید، خود شهدا کمک ما می کنند.

جهان امروز تشنه معنویت هست  و ما فرهنگ و تاریخ و دینی سرشار از معنویت داریم .

 

 

باید راهی پیدا کنیم که جهانی را سیراب کند ، نه اینکه حتی تشنگی خودمان را هم نتوانیم بر طرف کنیم!!!

 

 

 

شهدا نمونه های کاملی از این معنویت سرشار بودند، این چشمه های زلال را رها نکنیم.

 

 

 

دیگه نگوییم شهدا شرمنده ایم، بگویید شهدا یاری مان کنید ، تا راهتان را ادامه دهیم .

 

برای شادی روح تمامی شهدای اسلام

  

صلوات

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم شهریور 1388 توسط جوان

بچه اسراییلی:بابام گفت که شما عربها شیطان هستین  ,تروریستین , حیوان هستین

بچه فلسطینی:بابام به من هیچی نگفت  , افراد شما کشتنش


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط جوان

می گن : موجیه ! دیوونه است ! باید ازش دور شد . باید قرصهاش سر موقع به خوردش داد . باید دست و پاش رو به تخت بست . باید زندانیش کرد .

می گن : موجیه ! امیدی بهش نیست ! عقل درست حسابی نداره . باید از عاقل ها دورش کرد باید مراقب بود به عقلا !!! آسیب نزنه . باید ...

می گن : موجیه ! باید بهش برق وصل کرد . اصلا باید خشکش کرد و به دیوار زدش !

می گن : موجیه !

اونها نمی فهمند که اون فقط عاشقه ...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط جوان

                                                  

به گزارش خبرگزاری های خیلی معتبر، یکی از داوطلبان کنکور پس از رویت سوالات كنكور، خود را نفر اول اعلام كرد و از مسئولان دانشگاه صنعتی شریف خواست تا از هم اكنون برای روز 1 مهر ماه برای او غذای سلف دانشگاه را رزرو نمایند.

 

همچنین این داوطلب کنکور اعلام كرد كه اگر نفر اول كنكور نشود، قطعاً تقلبی صورت گرفته و باید كنكور از اول و با نظارت اساتیدی از دانشگاه لس‌آنجلس برگزار شود!

 

وی همچنین از الان متن نامه‌ای را به سازمان سنجش آماده انتشار كرده كه بدین شرح است:

 

سازمان شریف سنجش

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

همانطور كه پیش بینی می شد در كنكور تقلب شد. پس زود كنكور را از اول برگزار كنید؛ اصلا" مگر می شود من مجاز نشوم؟!

 

ضمنا" از كلیه كسانی كه احساس می‌کنند كنكور بد دادند و خواهش می‌شود بریزند خیابانها...

 

والسلام

* رئیس سازمان اطلاعات آماری آمریكا نیز دیروز از سر حسن نیت در اظهاراتی از این داوطلب کنکور دفاع كرده و از دولت ایران خواست تا صدای معترضین كنكور را بشنود؛

 

اوباما نیز گفت: ما به دقت همه چیز را می بینیم ـ

 

* بیانیه شماره 107 داوطلب:

 

مردم شریف ایران

 

تسلیت

 

ما تا آخرین قطره جوهر خودكار تا ابطال كنكور در كنار مردم خواهیم ماند و از صحنه كنار نخواهیم رفت و از هواداران میلیونی خود میخواهیم همچنان با این كارها در صحنه باشند:

 

1- شبها سوت بزنند 2- صبح ها صبحانه بخورند 3- سینما بروند 4- ساعت 8 شب به بعد چراغ اتومبیل خود را روشن کنند.

 والسلام    


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 توسط جوان
حتما بخونید تا آخر .....حتما.....

 

همه ماجرا از یادواره شهید زین الدین شروع شد. حاج حسین کاجی پشت میکروفون رفت تا خاطراتی از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لای این خاطرات...:


از مادر شهید معماریان دعوت می کنم که تشریف بیارن و خودشون تعریف کنن و البته امانتی رو هم با خود بیارن..


مادر شهید از تو جمعیت بلند شد، حس کنجکاویم بیشتر شده بود که ایشون کین؟ و امانتی چیه؟ ...


yadvareh zeynoddin1.jpg



اون شب گذشت و خاطراتش تو ذهن همه باقی موند؛ ولی خیلی دوست داشتم بیشتر در جریان این ماجرا قرار بگیرم. چند روز بعد اطلاعیه ای تو سطح شهر توجهم رو جلب کرد:


یادواره شهداء تو مسجد المهدی(عج) بلوار امین قم با حضور مادر شهید معماریان


اسم مسجد و شهید مطمئنم کرد که این همون مسجدیه که جریان در اون اتفاق افتاده. روزها سپری شده بود و شب جمعه 16 آذر تو مسجد المهدی(عج) بودم.


حالا این اتفاق تکان دهنده رو از زبان مادر شهید براتون نقل می کنم:
«محرم حدود 20 سال پیش بود که تو یه اتفاق پام ضربه شدیدی خورد،

طوریکه قدرت حرکت نداشتم. پام رو آتل بسته بودند. ناراحت بودم که نمی تونستم تو این ایام کمک کنم. نذر کرده بودم که اگه پام تا روز عاشورا خوب بشه با بقیه دوستام دیگهای مسجد را بشورم و کمکشون کنم. شب عاشورا رسیده بود و هنوز پام همونطور بود. از مسجد که به خونه رفتم حال خوشی نداشتم. زیارت را خوندم و کلّی دعا کردم. نزدیکهای صبح بود که گفتم یه مقدار بخوابم تا صبح با دوستام به مسجد بِرَم. تو خواب دیدم تو مسجد (المهدی) جمعیت زیادی جمع هستند و منم با دو تا عصا زیر بغل رفته بودم. یه دسته عزاداریِ منظم، داشت وارد مسجد می شد. جلوی دسته، شهید سعید آل طه داشت نوحه می خوند. با خودم گفتم: این که شهید شده بود! پس اینجا چیکار می کنه؟! یه دفعه دیدم پسرم محمد هم کنارش هست. عصا زنان رفتم قسمت زنونه و داشتم اینها رو نگاه می کردم که دیدم محمد سراغم اومد و دستش را انداخت دور گردنم. بهش گفتم:
مامان، چقدر بزرگ شدی! گفت: آره، از موقعی که اومدیم اینجا کلّی بزرگ شدیم. IMGA0026111.jpg

دیدم کنارش شهید آزادیان هم وایساده. آزادیان به من گفت: حاج خانوم! خدا بد نده. محمد برگشت و گفت: مادرم چیزیش نیست. بعد رو کرد به خودم و گفت: مامان! چیه؟ چیزیت شده؟ گفتم: چیزی نیست؛ پاهام یه کم درد می کرد، با عصا اومدم. محمد گفت: ما چند روز پیش رفتیم کربلا. از ضریح برات یه شال سبز آوردم. می خواستم زودتر بیام که آزادیان گفت: صبر کن که با هم بریم. بعد تو راه رفته بودیم مرقد امام(ره). گفتیم امروز که روز عاشوراست اول بریم مسجد، زیارت بخونیم بعد بیایم پیش شما. بعد دستهاشو باز کرد وکشید از سر تا مچ پاهام؛ بعد آتل و باندها رو باز کرد و شال سبز را بست به پام
و بعدش هم گفت: از استخونت نیست؛ یه کم به خاطر عضله ات است که اون هم خوب می شه.
yadvareh zeynoddin (1)1.jpg
از خواب بیدار شدم، دیدم واقعیت داره؛ باندها همه باز شده بودند و
شال سبزی به پاهام بسته شده بود. آروم بلند شدم و یواش یواش راه رفتم. من که کف پام را نمی تونستم رو زمین بذارم حالا داشتم بدون عصا راه می رفتم. رفتم پایین و شروع به کار کردم که دیدم پدر محمد از خواب بیدار شده؛ به من گفت: چرا بلند شدی؟ چیزی نمی تونستم بگم. زبونم بند اومده بود. فقط گفتم: حاجی! محمد اومده بود. اونم اومد پاهام رو که دید زد زیر گریه. بعد بچه ها رو صدا کرد. اونا هم همه گریه شون گرفته بود. این شال یه بویی داشت که کلّ فضای خونه رو پر کرده بود. مسجد هم که رفتیم کلّ مسجد پر شده بود از این بو. رفتم پیش بقیه خانوم ها و گفتم: یادتونه گفته بودم اگه پاهام به زمین برسه صبح میام. اونا هم منقلب شده بودند. یه خانومی بود که میگرن داشت. شال رو از دست من گرفت و یه لحظه به سرش بست و بعد هم باز کرد، از اون به بعد دیگه میگرن اذیتش نکرده. مسجدی ها هم موضوع را فهمیده بودند. واقعاً عاشورایی به پا شده بود. بعدها این جریان به گوش آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) رسید. ایشون هم فرموده بودند: که اینها رو پیش من بیارید. پیش ایشون رفتم ، کنار تختشون نشستم و شال رو بهشون دادم. شال رو روی چشم و قلبشون گذاشتند و گفتند: به جدّم قسم، بوی حسین(ع) رو می ده. بعد به آقازاده شون فرمودند: اون تربت رو بیارید، می خوام با هم مقایسه شون کنم. وقتی تربت رو کنار شال گذاشتند، گفتند که این شال و تربت از یک جا اومده. بعد آقا فرمودند: فکر نکنید این یه تربت معمولیه. این تربت از زیر بدن امام حسین(ع) برداشته شده، مال قتلگاه ست، دست به دستِ علما گشته تا به دست ما رسیده. بعد ادامه دادند: شما نیم سانت از این شال رو به ما بدید، من هم به جاش بهتون از این تربت می دهم. بهشون گفتم: آقا بفرماید تمام شال برای خودتان. ایشون فرمودند: اگه قرار بود این شال به من برسه، خدا شما رو انتخاب نمی کرد. خداوند خانواده شهداء رو انتخاب کرد تا مقامشون رو به همه یادآور بشه ... اگر روزی ارزش خون شهدای کربلا از بین رفت، ارزش خون شهدای شما هم از بین می ره.
بعد هم نیم سانت از شال بهشون دادم و یه مقدار از اون تربت ازشون گرفتم.»

مراسم داشت تموم می شد که یه دفعه دیدم که اون شال، دست یکی از بچه های مسجده و می خواد به کسی نشون بده. بله! تا اینجای ماجرا نقل قول بود،اما من اون شال رو با دست خودم لمس کردم.. IMGA003511.jpg
این شال بوی خوشی داشت که در عرض چند دقیقه ای که از شیشه درش آوردند، کلّ فضا رو معطر کرد و چه عطری؟! هرگز چنین بوی خوشی رو تا به اون روز استشمام نکرده بودم. بچه های مسجد می گفتند:
ما بیست ساله که این شال رو زیارت می کنیم، اما این بو، حتی ذره ای هم تغییر نکرده...


 

و خداوند چنین مقدر کرده بود تا یه جلوه دیگه از کرامات شهداء رو به چشم ببینم.

..........................................................................................

پی نوشت:این ماجرا از زبان یکی از بچه های یک سایت مذهبی است.

ولی بنده خودم شخصا با خانواده، همین عید امسال تشریف برده بودیم خونه ی این مادر عزیز.

واقعا نمیدونید این شال کوچک چه عطری داشت از همون موقع که حاج خانم از شیشه بیرونش آورد همه جا بوی معطر و بوی حرم اباعبدالله الحسین رو میداد.

و بعد حاج خانم از معجزات این شال گفتن که حتی یه بچه که چشمش خشک شده بود و کم مونده بود کور بشه این شال شفاش داده.

وقتی این شال رو میدیدم و حاج خانم هم معجزاتشو عرض میکرد بی اختیار اشک میریختیم.

هممون اون شال خشبو رو دستمون گرفتیم و بوش کردیم و به سرو صورتمون مالیدیم.

در ضمن مادر این شهید خونشونو مثل حسینیه کرده بود که در روزهای عید و وفات و شهادت در اون خونه مراسم اجرا میشد.

وقتی میخواستیم بریم رو دیوار وصیت شهید معماریان بود که به مادش توصیه میکرد:((که اجازه ندهد زنان بی حجاب و بد حجاب و زنان آرایش کرده و زنانی که جوراب نازک میپوشند وارد خانه بشوند)).

از این مادر یه مهر به عنوان یادگاری گرفتم.

در ضمن الان هم خیلی دلم میخواد اون شال رو دوباره بو کنم.


 

یادی که در دلها


 

هرگز نمی میرد


 

یاد شهیدان است.


 

       یاد شهیدان است.

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط جوان

بازم یک روز از عمرمان گذشت یک روز از زندگی کردنمان گذشت یک روز به پایان زندگی کردن و یک روز به مرگمان نزدیک شدیم. این روزها می گذرد بدون آنکه بفهمیم چه کار می کنیم و هدفمان چیست بدون آنکه اندوخته ای برای آخرتمان جمع کنیم بدون آنکه اعمالمان را محاسبه کنیم بله ما مرگ را فراموش کرده ایم جوری در این دنیا زندگی می کنیم که انگار  برای همیشه در این دنیا جاودان هستیم انگار نه روز حسابی است و نه روز جزائی  زندگیمان هر روز رنگیتر از قبل و دلمشغولی هایمان بیشتر از روز قبل می شود پس با این اوصاف فکری برای مرگ و اعمال حسابمان نیست این دنیا را چسبیده ایم و رهایش نمی کنیم جوری به این دنیا وابسته شده ایم که که کسی از مرگ  و خدا حرف بزند آن را دیوانه می پنداریم و یا کسی که دم از راه خدا می زند و به آن عمل می کند آن را دیوانه یا روانی خطابش می کنیم در صورتی که کسی در محضر خدا گناه می کند و راه شیطان را می رود آن را قهرمان زندگیمان می کنیم و خودمان را هر جور هست مثل او می کنیم .

بله ما فراموش کرده ایم  فراموش کرده ایم روز جزا را روز آخرت را روز مرگ را فراموش کرده ایم سرنوشت دیگران را عاقبت آن کسانی را که با خدا دشمنی کردند و از دستور خدا سرپیچی کردند و چه عذابی بر آنها نازل شد. آری  آنها هم مثل ما روز مرگ و حساب را فراموش کرده بودند و کسانی که دم از خدا می زدند را دیوانه و مجنون می پنداشتند و گمان می کردند که زندگی در این دنیا برای همیشه است .

بله ما فراموش کرده ایم و در خواب غفلتیم .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط جوان

بشنو از قرآن  چه نیکو دم زند                            زخمه بر ساز دل آدم زند

تا کند بیدارش از خواب گران                             از قیامت گوید و احوال آن

با سکوتت نغمه ای قرآن شنو                             آنچه می گوید به گوش جان شنو

از ( مزمل ) از (نبا ) از( انفطار)                      گوش کن غوغای محشر آشکار

سوره (زلزال ) و (نور) و (قارعه)                    یا که (تکویر) و (قیامت) و (واقعه)

چون که هریک وصف محشر را کند                  خود قیامت ز آن سخن برپا کند

این زمین در آن زمان پر بلا                            ناگهان چون (زلزلت زلزالها)

از درونش (اخرجت اثقالها )                           با تعجب ( قال انسان مالها)

مردگان خیزند بر پا (کلهم)                            تا همه مردم (یرو اعمالهم)

هرکه دارد (ذره خیرا یره)                            یا که آرد (ئره شره یره)

آن زمان خورشید تابان (کورت)                      کوههای سخت و سنگین (سیرت)

آنها در کام دریا (سجرت)                              آتش دوزخ به شدت (سعرت)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط جوان
استفاده از الکل در ساخت نوشابه کوکاکولا !
این خبر سر وصدای زیادی را در پی خواهد داشت بویژه در کشورهای اسلامی و مسلمانان که بر اثر تبلیغات این نوشابه مشتریان زیادی را بخود معتاد کرده است.
به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» در پاربس، در این گزارش که در پایگاه الکنز فرانسه منشر شد امده است، در ساخت کوکاکولا از الکل استفاده می شود!
 
این خبر، خبری نیست که یک برادر و خواهری  از یک روحانی که آن روحانی هم بنقل از یک روحانی دیگری که از یک برادر یا خواهری متخصص که در شرکت کوکاکولا کار می کند شنیده باشد.بلکه این خبر از طرف بخش تجاری این شرکت در فرانسه در پی نامه یک نفر که در مورد وجود الکل در کوکا سوال کرده تایید شده است که تصویر جواب آن که سه روز پیش دریافت شده  آمده است.
 
لوسی دفورج مسئول و  مشاور شرکت  کوکاکولا در فرانسه در جواب سوال پایگاه  الکنز فرانسه مبنی بر وجود و یا عدم وجود الکل در کوکاکولا چنین جواب می دهد:

درخواست شما مورد توجه خواص ما شده و از اینکه محصولات ما مورد توجه شما واقع شده باعث تشکر ماست.

ما با مسرت(!) تائید می کنیم که در نوشابه های خنک کننده بدون الکل اثر ناچیزی از الکل وجود دارد و آنهم بخاطر استفاده از معطرها استفاده شده در این نوع نوشابه هاست.

در واقع مقدار الکل در نوشابه های ما همیشه بمقدار و کمتر از 1،2 در صد  می باشد حدی که برای نوشابه های غیر الکلی از طرف دولت مجاز می باشد.

بر اساس بخشنامه سال 1992 میلادی فرانسه و احتمالا اروپا وجود کمتر از 1،2 درصد الکل در نوشابه ها را می توان با عنوان نوشابه های بدون الکل به بازار عرضه کرد.

این مقدار الکل برابر با الکلی است که در 100 لیتر شراب  ویسکی وجود دارد.

لازم بذکر است که این سوال دوسال پیش ارسال شده است که سه روز پیش جواب آن بدست این سایت خبری رسیده است!
 
 
متن اصلی خبر :
 
 

 
14juil2007
Adieu Coca, Fanta, Sprite et autres boissons alcoolisées
Halal & Halal |   Envoyer cet article   
Ecrire un commentaire

La nouvelle risque de faire grand bruit et de briser des coeurs, et surtout des ventres. Et particulièrement les ventres de ceux parmi les musulmans qui ont, dans le sang, un taux élevé de Cocalémie. Disons-le sans détour : dans le Coca, il y a de l’alcool. Et ce n’est pas une information entendue par un frère qui l’a entendue par un frère qui l’a entendue d’un cheikh qui lui-même la tient d’un autre cheikh ami d’un scientifique qui travaille dans une société en étroite collaboration avec la firme Coca-Cola. Non, l’information vient directement du service consommateur de Coca-Cola. Et elle ne date pas du siècle dernier. Elle date de mercredi 11 juillet 2007, soit d’il y a trois jours. En réponse à l’un des lecteurs d’Al-Kanz, qui a eu la bonne idée de contacter Coca puis de scanner la lettre qu’il a reçue hier, le service consommateur de Coca-Cola écrit noir sur blanc :
“C’est avec plaisir que nous vous confirmons que les boissons rafraîchissantes sans alcool peuvent contenir d’infimes traces d’alcool provenant des arômes utilisés (support d’arômes).
En effet, la quantité d’alcool présente dans nos boissons est toujours très faible et en tout cas toujours inférieur à 1.2° d’alcool (1,2 % en volume), seuil réglementaire pour les boissons sans alcool.” (lire la lettre scannée en bas de cet article)
La messe est dite : Coca-Cola et les boissons de la même marque (Fanta, Sprite, etc.) contiennent de l’alcool ou peuvent contenir de l’alcool. Et même si le service client s’efforce de minimiser les choses en parlant de traces “infimes”, il avance un chiffre qui rend impossible toute objection : la quantité d’alcool peut atteindre 1,2 % en volume. Autrement dit, une bouteille de Coca-Cola de 1,5 litre peut contenir jusqu’à 1,8 centilitre d’alcool. Incroyable, non ? Vu ce que certains boivent comme quantité de Coca, ce chiffre va leur donner une idée de tout l’alcool qu’ils ont pu avaler. Et convertir cette quantité en pack de Kronenbourg. On a en effet vite fait de remplir des canettes de bière avec 1,8 centilitre d’alcool.
Plus sérieusement, 1,2 % d’alcool, c’est précisément ce que contiennent les bières dites sans alcool. La dénomination “bière sans alcool” est réservée à la bière qui présente un titre alcoométrique inférieur ou égal à 1,2 % à la suite d’une désalcoolisation ou d’un début de fermentation” (Décret du 31.03.1992). La différence entre une canette de Coca et une canette de bière sans alcool, c’est la couleur de la canette. Coca, bière sans alcool.
Venons-en quand même à deux objections que nous voyons poindre :
1- Première objection : “La quantité est infime”
Nous ne sommes pas systématiquement en présence d’une quantité infime, mais d’une petite quantité. 1,2 % d’alcool, c’est 1,2 litres de wiskhy dans 100 litres d’eau. Certes, il est possible que ce soit parfois en quantité infime, mais rien ne le garantit. Et comment savoir que telle boisson contient 0,001 % d’alcool et telle autre 1,2 % ?
2- Deuxième objection : “Le service client affirme que certains produits peuvent contenir. Cela signifie qu’il est possible que d’autres n’en contiennent pas.”
Certes, mais à partir du moment où il est clairement affirmé que certains sodas en contiennent, il devient évident qu’il faut s’abstenir de boire ces sodas. A chaque fois que je bois un soda de la marque Coca, il est possible que je bois de l’alcool.
Que chacun prenne maintenant ses responsabilités. Et que les plus responsables préviennent les leurs, famille, proches, mosquées et… tous les vendeurs de kebab et de grec qui vont peut-être être ceux qui vont le plus accuser le coup.
 
Il est amusant de constater que la réponse de cette conseillère clientèle tranche avec le discours officiel : Certains produits de la Compagnie Coca-Cola contiennent-ils de l’alcool ?.
Certains produits de la Compagnie Coca-Cola contiennent-ils de l’alcool ?
Toutes nos boissons sont non alcoolisées. Les ingrédients et les procédures industrielles utilisés dans la fabrication de nos produits font l’objet de contrôles rigoureux par le gouvernement et les autorités sanitaires dans chaque pays où nos produits sont commercialisés. Nos boissons sont reconnues comme boissons non alcoolisées par les autorités gouvernementales de chaque pays.
Un petit décryptage s’imposte.
La question est claire. Mais, Coca-Cola ne répond pas à cette question et joue avec les mots. Coca-Cola dit que ses boissons sont “reconnues comme boissons non alcoolisées”, mais cela ne veut absolument pas dire qu’il n’y a pas d’alcool dans leurs boissons. Cela signifie que le taux d’alcool de leurs boissons est inférieure à 1,2 % du volume, taux qui leur permet, selon la réglementation en vigueur, de ne pas être classées parmi les boissons alcoolisées. En clair, selon les textes de loi, une boisson qui ne contient pas plus de 1,2 % d’alcool (volume) n’est pas une boisson alcoolisée. C’est une boisson alcoolisée dans la réalité, mais pas dans les textes.
Consultez la liste de toutes les marques Coca-Cola, pour savoir les reconnaître et ne plus les boire en cliquant sur le lien suivant : liste des marques Coca-Cola.
Envoyez le lien sur Facebook ou Twitter

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط جوان

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه لس‌آنجلس تایمز، «سناندو بیرك»، هنرمند آمریكایی فارغ‌التحصیل از موسسه هنری اُتیس/پارسون از لس‌آنجلس كه تاكنون نمایشگاه‌های زیادی در سطح بین‌المللی داشته است، اخیرا اقدام به چاپ نسخه‌ جدیدی از قرآن كریم نموده كه آن را «قرآن آمریكایی» نامیده است.

این نسخه از قرآن كریم كه تماما به زبان انگلیسی است، با تصاویری از زندگی معاصر در آمریكا، تذهیب شده، بنابراین 300 صفحه بیشتر از نسخه اصلی قرآن است.

تصویری كه بیش از همه در میان تصاویر منتشر شده در این قرآن جلب توجه می‌كند، تصویری مربوط حادثه 11 سپتامبر و انفجار برج‌های دوقلوست و مهم‌تر آنكه این اثر قرار است كه در ماه سپتامبر در گالری «كاترین كلارك» سانفرانسیسكو و گالری «دل ریو كوپلین» در كولور سیتی كالیفرنیا به نمایش درآید.

به گزارش لس‌آنجلس تایمز، «بیرك» این تصاویر را با استفاده از جوهر و رنگ گوآش ترسیم كرده و ابعاد كار 16 در 24 اینچ است.

بنا براین گزارش، اگرچه «بیرك» برای مصاحبه در این مورد در دسترس نیست ولی او در بیانیه‌ای كه اخیرا بروی سایت گالری «دل ریو كوپلین» منتشر شده، آورده است: من در تذهیب این قرآن آمریكایی از ساختاری سنتی استفاده كرده‌ام و این قرآن از آنجاییكه در بر گیرنده متن اصلی قرآن (نسخه عربی) نیست، صرفا یك قرآن آمریكایی است و ربطی به قرآن مقدس ندارد.

«لیندا كوماروف»، متصدی بخش هنرهای اسلامی در موزه هنری لس‌آنجلس گفت: به نظر من این ادعای «بیرك» به هیچ وجه صحیح نیست، چون مخاطبان قرآن تنها محدود به كسانی نیستند كه می‌توانند نسخه عربی قرآن را بخوانند و یا بفهمند، قرآن پیامی جهانی دارد و من واقعا نمی‌دانم كه گفتن اینكه اگر شما قرآن را به انگلیسی بخوانید، تقدس آن را كنار گذاشته‌اید، چه معنی دارد؟!

«محمد قریشی»، مدیر مركز اسلامی جنوب كالیفرنیا نیز در واكنشی صریح‌تر گفت: این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.

وی پس از دیدن عكس‌های مربوط به اثر «قرآن آمریكایی» گفت: این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند، در میان تصاویر بیش از همه زنان نیمه عریان و همچنین مغازه‌های مشروب فروشی مرا نگران و آزرده خاطر كرد.

هنوز اطلاعاتی درباره محتوای این ترجمه و اینكه چه اندازه با قرآن كریم مطابقت دارد منتشر نشده است.

منبع خبر: فارس


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388 توسط جوان
                          

                                 خواهرم انسانیت اینگونه نیست  

شخصیت هم زیبایی در گونه نیست


خواهرم این بد حجابی خاری است

شخصیت هم نیست بیماری است


           خواهرم این بد حجابی ترکش است                 

با حجاب دیده در آرامش است


                        خواهرم این عشوه و نازو ریا                          

 ای دریغ از عفت و یک جو حیا


           نازو عشوه جلوه ای حیوانی است              

قلب مولا خون از این نادانی است


               قلب مولا درد ناک گردیده است             

 بد حجابی ریشه کن گردیده است ؟


            از شهیدان یادی آیا مانده است          

 یا که عکس و چفیه بر جا مانده است


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط جوان
گوش کن !

می شنوی ؟!

صدای مناجات می آید .انگار جوشن کبیر

 می خوانند

"یا حنان ، یا منان یا  دیان یا

 برهان یا ..."

ماهی های حوض آبی دلت تكان می خورد ؟!

چیزی نمانده ! به اندازه ی چند روز عمیق

 نفس كشیدن .

به اندازه ی دور خیز كردن برای پرواز

به هلال ماه چیزی نمانده .

امسال هم به تو فرصت پریدن داده اند

 تا پرواز کنی و نشانه ها را معنا کنی

درهای آسمان باز است و سفره ی مهربانی

 الله گسترده

مهیا شو !تنبلی نکن  ! بلند شو !

چمدانت را بردار و هر آنچه نیاز داری

 همراهت کن .

قرآن مفاتیح  صحیفه سجادیه

نهج البلاغه و...دلت را فراموش نکنی ؟!

***

سفری در راه است یادت باشد

باید دست پر بازگردی

به چشمانت بیاموز که در این راه 

 جز به پاکی نگاه نکند

به گوش هایت یاد بده که بیهوده را نشنود

از زبانت بخواه تا جز حقیقت را نگوید

با دستانت عهد ببند که به سوی خسان

دراز نشود

از پاهایت قول بگیر تا در تاریکی گام

 برندارد و به دلت

التماس کن تا آخر سفر همراهت باشد

...........................................................................

کوله بارت بر بند!
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد!
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا
وبفهمیم که یک عمرچه غافل بودیم
می شود آسان رفت
می شود کاری کرد که رضا باشد او
ای سبکبال
در این را شگرف
در دعای سحرت
در مناجات خداییشدنت هرگز یاد نبر من جا مانده بسی محتاجم
یا علی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط جوان
سالهاست که جنگ تمام شده است و  ما  مانده ایم .برای شهدا چه

کرده ایم وآیا اصلا به یاد شهدا هستیم.بیاد جوانانی که در سن کم

فرمانده لشکر های بزرگ چون علی بن ابی طالب شدند و...

آیا بیاد زین الدین ها و همت ها تا بحال بوده ایم .چه کردند شهدای ما

جز اینکه بروند تا ما آزادی داشته باشیم واز جان ومال وناموس خود

حفاظت کردند.چه بگویم به شهدا که الان ناموس ما با چه حجابی

هستند و در اداره ها و جاهای دیگر چه کار هایی که نمی کنند.ای

دوست که این نوشته را میخوانی بیا بخاطر شهدااز کارهایی که

شهدا از آن ناراحت می شوند دست بر داریم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط جوان
السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو می‌گردیم و تو دنبال ما

ماه پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو
رؤیت این ماه یعنی نامه اعمال ما

خاصه این شب‌ها كه ابر و باد و باران با من است
خاصه این شبها كه تعریفی ندارد حال ما

كاش در تقدیر ما باشد همه شب‌های قدر
كاش حوّل حالنایی‌تر شود اعمال ما

ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم
ماه با پای خودش آمد به استقبال ما

گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال
تا همه خورشید گردد روزی امسال ما


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط جوان
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط جوان
قرآن ميفرمايد(( يعقوب واسه يوسف گريه کرد ))يعقوب ميدونست يوسفش کجاست، ميدونست سالمه، ميدونست در کاخ، ميدونست مشکل نداره، پيغمبر خدا بود، ميدونست و گريه مي کرد اونوقت ما که نميدونيم يوسف فاطمه کجاست ما چقدر بايد گريه  کنيم؟؟؟؟؟؟                                                                   

ما که بايد بيشتر از يعقوب گريه کنيم!!!!!کجاست پسر فاطمه؟؟ آقا کجايي؟؟؟ سخت بر من حجه بن الحسن همه را ببينم تو را نبينم.گريه هاتون رو برا مهدي بکنيد،اشکاتونو براي پسر فاطمه بريزيد،مهدي غريبه مظلومه براي يوسف زهرا ناله کنيد.يکي از وظايف ما اينکه که گريه هامون بيمه پسر فاطمه بشه.

و امام زمان ميفرمايد اگه تو بياد من باشي من هم به يادتم اگه تو براي فرج من دعا کني من هم براي سلامتي تو دعا مي کنم تو وقتي به فکر من باشي من هم به فکرتم.

اگه کسي از من بپرسه از امام حسين غريب تر کيه ميگم از حسين غريب تر پسر فاطمه مهدي زهراست،دليل هم دارم :حسين سيدالشهدا است درست به مظلوميت شهيدش کردن درست اما حسين يه ابوالفضل داشت،عباس امام زمان کيه؟؟؟ حسين يه علي اکبر داشت،علی اکبر امام زمان کیه؟؟؟حسین قاسم داشت،جعفر داشت،کیو داره حجه بن الحسن؟کی رو دار؟؟؟ دلشو خوش کی کرده؟ دلشو خوش من و تو کرده؟ من و تو عباسیم برای امام زمان؟؟؟این یه استدلال.

استدلال دوم، از پیغمبر تا تولد امام زمان ۲۵۵ سال طول کشید تا اول امامت امام زمان ۲۶۰ سال،جوان های ولایتی،جوان های غیرتمند،جوان های امام زمانی ۱۳ تا معصوم مظلومیتشون همه با هم ۲۶۰ ساله اما امام زمان به تنهایی۱۱۷۰ ساله غریبه....تو رو به خدا مهدی از امام حسین مظلوم تر نیست؟؟

کسی دیگه سراغ امام زمان رو میگیره؟کسی دیگه به فکر امام زمان هست؟ ۲۴ ساعت از همین شبانه روزتگذشت از دیشب تا حالا به من نمیخواد بگی خودت و امام زمانت از دیشب تا حالا چند بار تو این ۲۴ ساعت به فکر امام زمان بودی؟آقا کجایی؟چه میکنی؟از دست من راضی هستی؟نیستی؟امام زمان دلشو خوش من و تو بکنه؟

امام زمان میفرماید: من از شیعیان انتظار دارم من از سنی ها توقع ندارم من از زرتشتی ها و مسیحی ها و یهودی ها توقع ندارم من از بودایی ها و هندوها توقع ندارم از بچه شیعه های خودم توقع دارم.(این درست کلام امام زمانه )

شما که معتقدید یابن الحسن میگید امام زمان تو کار هست شما چرا معصیت می کنید؟ شما چرا چشماتون آلوده شده؟ شما چرا شکماتون پر حروم شده؟ شما چرا قلب مهدی رو می شکنید؟شما چرا ربا خوار و نزول خور شدید؟شما چرا اینقدر آمار طلاقتون رفته بالا؟شما چرا آبروی امام زمان رو تو دنیا میبرید؟ امام زمان از دست من و تو دلش خونه از دست من و تو ؟؟؟!!!!!

نه از دست سنی ها و بقیه....اونا که مال امام زمان نیستند اونا اصلا کاری به حجه بن الحسن ندارن.

آقا فرموده بود: مردم گناه میکنن من شب و روز باید گریه بکنم بگم خدایا به خاطر من ببخشش این گریه کنه حسین منه، این برای مادر کتک خوردم گریه کرده به خاطر گریه هاش خدایا ببخشش، من هی باید واسطه بشم عذاب نیاد برای شما.

مهدی برای ما گریه میکنه چرا ما برا مهدی گریه نکنیم !!! تا کجا گریه کنیم؟؟؟تا اونجایی که قلب مهدی رو به دست بیاریم یه کاری کنید برای امام زمان.....

شما برو نذرهارو نگاه کن آمار نذرهارو ببین چند تا سفره پهن میکنن برای فرج امام زمان چندتا سفره پهن میکنن برا اینکه خدا مریضشونو شفا بده / خونه دار بشن / ماشین دار بشن/ بچه دار بشن.

خودت که دعا میکنی چندتا از دعاهات برای حجه بن الحسن؟

امام زمان تو این دل ما غریبه.....وقتی یه سریال رو نمی بینین از صدتا میپرسین که این سریال چی شد؟؟؟پرسیدین این جمعه چه خبر ؟؟؟از امام زمان چه خبر؟؟؟؟!!!!!!

به اندازه ی یه سریال برای حجه بن الحسن ارزش قائلین؟؟به اندازه ی یه فیلم سینمایی به اندازه ی یه مسابقه فوتبال؟؟؟؟؟!!!!!!!

از کی سوال کردی ؟؟؟ پیش کی رفتی؟؟؟؟؟ به اندازه یه سند خونه که گم میشه خونه رو زیر و رو میکنی تا حالا به خاطر امام زمان تا کجاها دنبالش گشتی؟؟؟کجاها رفتی؟؟؟؟
چقدر برای امام زمانت ارزش قائلی؟؟؟؟؟؟؟چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر چه گفتم دوش در مدحش سخن              شد سخن عاجز به وصفش بیشتر

عاقبت از عرش آمد این ندا                           وصف مهدی نیست در حد بشر.......

.....................................................................................................

پی نوشت:هر گناهی که میکنید ،تیری است که به قلب من میزنید. امام زمان ((عج))


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط جوان
Blog Skin